روٴساي صومعهها و خلاصه از همهٴ مقامات كليسا كه متهم به طفيليگري و آزمندياند آمار بگيرد و اگر بتواند مثلاً خوبي و تعداد آنها را به ترتيب روي محورهاي افقي و عمودي مختصات نمايش دهد، در آن صورت منحني توزيع نرمال (به هنجار) را ميتواند به دست آورد. از اين نمودار معلوم خواهد شد كه اكثريت عظيم آنان در حد متعادلي خوب بودند و بيش از ديگران آزمندي نداشتند و بيشترين تلاش خود را در حد بصيرتشان بهكار ميبردند. در دو انتهاي منحني، دو اقليت كوچك ديده خواهد شد: گروه كوچكي از قديسان در سمت راست؛ و گروهي به همان اندازه كوچك از افراد فرومايه در سمت چپ. نويسندگان ضد كليسا تلاش ميكنند توجه ما را به سمت چپ اين منحني معطوف سازند، در حالي كه مدافعان كليسا چنان سخن ميگويند كه گويي تنها سمت راست منحني است كه وجود دارد.
ناخشنودي روزافزون تودهٴ مردم از مالاندوزي كليسا احتمالاً بيشتر به نحوهٴ توزيعش مربوط ميشد تا به نحوهٴ كسب آن. وقتي بيتوجه به احساسات محلي، درآمدهاي كليسا به خارجيان واگذار ميشد، ناگزير ناخشنوديهايي پديد ميآمد و اگر آن خارجيان واقعاً آزمند بودند، خود در انظار ظاهر نميشدند، بلكه عشريهها و صدقات را جمع ميكردند و وظايفشان را به ديگران وا ميگذاشتند، كه در اين صورت نارضايي ناگزير فزوني ميگرفت و گاه از حد فراتر ميرفت. از چنين سوءاستفادههايي بر ضد كليسا ياد ميشد و سرانجام در برخي كشورها واكنشهاي شديدي را عليه آن پديد آورد.
يد. زبان شناسي
1. وضع زبانشناسي
پيش از پرداختن به تحليل ولو مختصر از كارهاي مهم زبانشناسي ملتها، بهتر است به وضع زبانشناسي در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم نظر افكنيم. متنهاي مورد بحث در اين كتاب به قريب سي زبان نوشته شدهاند. توزيع اين زبانها و اهميت نسبيشان چگونه بود؟ براي پاسخ گفتن به اين پرسشهاي طبيعي و بهجا، بررسي آماري منتخبي از همهٴ يادداشتهايم انجام دادهام. شمردن موٴلفاني كه از يك زبان استفاده كردهاند با ابهامها و دشواريهايي همراه است. برخي موٴلفان كه از دو زبان استفاده كردهاند، دوبار محاسبه شدهاند. آثار مجهولالموٴلف، كه حجم زيادي دارند (مانند ترجمهٴ مغولي تريپيتاكا)، همگي يك واحد به حساب آمدهاند، گرچه احتمالاً يك هنگ نويسنده داشتهاند. در مورد افرادي كه چيزي ننوشتهاند يا كتابشان شناخته نيست (بيشتر مكتشفان و دريانوردان) فرض كردهام كه به زبان مادريشان مينوشتند (تا جايي كه بهخاطر دارم اين قاعده تقريباً تنها در مورد ايتاليا بهكار رفته). هر تلاشي براي بهتر كردن محاسبه ممكن بود مشكلات را خيلي بيشتر افزايش دهد، بي آنكه سودي داشته باشد؛ زيرا